مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
6
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
را آورده و عباراتى از آن را بر مؤلف قرائت كرده است و مؤلف عين آن عبارات را ، به همان صورت باستانى ، در متن كتاب خويش گنجانيده است ، تا بحث با مردى يهودى درباب تفسير آيه اى از تورات ، در بصره ، تا نوع اطلاعاتى كه درباب خرمدينان ، از ديدار با ايشان در ناحيهء ماسبذان و مهرجان قنق ( در لرستان ) به امانت نقل كرده است ، تا محاجهء او با يكى از بهافريديه درباب دفن مردگان در زمين . به لحاظ اسناد مكتوب نيز ، آنگاه كه مدارك خويش را نام مى برد ، از كتابهايى ياد مىكند كه بسيارى از آنها ، قرنهاست كه از ميان رفته ؛ مانند خداى نامك و سير العجم و تاريخ خورزاد والنقض على الباطنيهء ابن رزام و كتاب وصف مذاهب الصابئين تأليف احمد بن طيب سرخسى وكتاب القرانات ابن عبدالله قسرى واوائل الادلهء ابوالقاسم بلخى وكتاب الخرميه . در مقدمهء مفصلى كه دربارهء مؤلف وارزشهاى گوناگون اين كتاب نوشته ام ، و پس از اين يادداشت خواهد آمد ، به جوانب مختلف اين كتاب پرداخته شده است و در بخش ساختار كتاب ، مرورى انتقادى بر تمام فصول كتاب مى توان يافت . * ترجمهء بخشهاى تاريخى و جغرافيايى اين كتاب را در حدود بيست سال پيش از اين ، در سالهاى 1349 - 1352 منتشر كردم ( انتشارات بنياد فرهنگ ايران ) ، وبخشهاى فلسفى و جهانشناسى و اساطيرى آن ، كه اهميت بيشترى دارد ، همچنان باقى ماند ، با اينكه در همان زمان ترجمه اش پايان يافته بود . علت تأخير علاوه بر سفر خارج ، اين بود كه چشم انتظار دست يافتن به نسخه اى درست تر از متن عربى كتاب بودم ، كه متأسفانه حاصل نشد ، ناگزير به آنچه بود رضايت دادم و از اصلاح چند مورد افتادگى در عبارات كتاب چشم پوشيدم . اكنون كه متن كامل كتاب در دسترس دوستداران آن قرار مى گيرد ، از تأخيرى كه رفته است عذرها مى خواهم و از دانشمندانى كه با دقتها و ملاحظات عالمانهء خويش ، لغزشهاى مترجم را - كه رنج او در تصحيح متن عربى كتاب بسى بيشتر از زحمت ترجمهء آن به فارسى بوده است - يادآورى خواهند كرد ، پيشاپيش سپاسگزارى مى كنم . شايد يادآورى اين نكته نيز ضرورت داشته باشد كه تعليقات كتاب ، همه ، از آن مترجم فارسى است . والحمدلله أولا وآخرا . تهران ، دى ماه 1369 شفيعى كدكنى * اين بخش از مقدمه را براى نشر در نشر يه اى ، و به خواهش دوستى ، نوشته بودم كه در آن زمان فرصت انتشار نيافت . اكنون بى فايده نديدم كه عينا ، در آغاز كتاب ، نقل شود . كمترين فايدهء آن آشنايى اجمالى خوانندگان است با طرح كلى كتاب و بعضى مزاياى آن .